خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
232
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
انسان است . در اين شكل كيفيت همواره تابع كبرى است . زيرا آن بعض از اصغر كه با اوسط ملاقات دارد ، اگر ملاقى همهء اوسط است ، هر حكم ايجابى يا سلبى كه بر همهء اوسط يا بر بعضى از آن باشد ، حتما بر بعضى از اصغر خواهد بود . اگر ملاقى بعضى از اوسط است ، هر حكمى كه بر همهء اوسط باشد ، باز هم بر بعضى از اصغر است . بيان لمّى انتاج ضروب ششگانه همان است كه گفته شد و از نظر خطوط نيز مانند صورتهاى گذشته بود . اما بيان إنّى را مىتوان از راه عكس نمودن صغرى و رد آن به شكل اوّل ، و نيز از راه خلف و همچنين افتراض اثبات نمود . ضروب منتج و عقيم اين شكل در جدول « 18 » آمده است . « 1 » بيان ضروب اين شكل به قرار ذيل است : ضرب اوّل : مثال : كل ب ج و كل ب الف ، نتيجه : بعض ج الف . بيان انتاج اين ضرب از راه عكس بدينگونه است كه صغرى را منعكس مىكنيم ، با اين كار ضرب سوم شكل اوّل صورت پذيرفته اين نتيجه حاصل مىشود . همچنين از راه خلف مىتوانيم بگوييم : اگر اين نتيجه صادق نباشد ، بايد نقيض آن يعنى « لا شىء من ج الف » صادق باشد ، صغرى را به اين قضيه اضافه مىكنيم ، ضرب دوم شكل اوّل صورت گرفته و چنين نتيجه مىدهد : « لا شىء من ب الف » و اين نتيجه با كبراى قياس متضاد است و نمىتوان پذيرفت كه هردو صادق باشند . از آن جايى كه فرض كردهايم كبراى قياس صادق است ، بنابراين نتيجهء فوق كاذب است و بر اين اساس نقيض آن صادق بوده و مطلوب اثبات مىشود . در ساير ضروب اين شكل ، خلف به همينگونه است . هرگاه كبرى كلى باشد ، بناى خلف در اين شكل بر تضاد است ، ولى اگر كبرى جزئى باشد ، بناى خلف بر تناقض است . ضرب دوم : مثال : كل ب ج و لا شىء من ب الف ، نتيجه : ليس بعض ج الف . بيان اين ضرب نيز مانند ضرب گذشته است و مىتوان هم از راه عكس صغرى و هم از راه خلف
--> ( 1 ) - ر . ك : جدول شماره 18 ، ص 686 .